چراغ ها را خاموش کردند
تاریکی همه جا را فراگرفت
نور ملایم سبز رنگی از سوی دیگر تاریکی ها را در هم شکست
صدای مناجات شروع شد
همه مصحف ها بر سر
یاس بر سر
ناس بر سر
من شر الوسواس الخناس بر سر
صدای ناله ها در هم میشکست سکوت این مناجات گاه را
چشم ها غرق خون . . .
اشک ها روان بر گونه های این توبه شکستگان
فریاد . .
کشید . . .
آقا ا ا ا . . . .
آقا ا . . .
آقا . . .
ببخشای بر ما
لرزه بر تن ها فتاد
اشک از چشم ها فتاد
آقا . . .
ببخش ما را
ماییم آن گنهاکاران پشیمان گشته . . .
ببخش بر ما . .
سوز ناله ها همه جا را فرا گرفته بود . . .
گویی آن جا یک خدا بود و یک صدا . . .
هر کسی دردی داشت در سینه
هر کسی گنهی داشت در پیشینه
دل های پر . . .
سینه های پر . . .
خالی گشتند در آن شب اعتکاف . . .
و فردا
همان روز
و
همان روز
و
همان روز . . .
96.3.14
22:00
.الف.دال.
[ یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 22:37 ] [ ✗ الفــ دالــ ✗ ] [ ]
برچسب:
نویسنده: آریا صالحی